براي مهربان ها
مي توانست اين طور نباشد ، مي توانست حال امشبم هم به خرابي حال دو شب پيشم باشد. مي توانست مثل دو نيمه شب قبل جگرم با ديدن جگرگوشه ام آتش بگيرد . مي توانست ....
اينكه بشنوي دوست قديمي دانشگاهت كه بعد از سه چهار سال بي خبري تازه پيدايش كرده اي در گروهاي وايبر و تلگرام برايت چهارده هزار صلوات جمع كرده و پانصد حمد شفا ، در مي ماني در محبت اين بندگان صالح خدا كه براي كسي كه نمي دانند كيست صلوات و حمد تقبل كرده اند .
اينكه ببيني اين وبلاگ متروكه كه در ان نيمه شب تنهايي ، سنگ صبورت شده بود ، مهمانهايي دارد از جنس صفا و مهر ، كه دلداريت داده اند كه خواسته ان بجنگي و تسليم نشوي كه بي دريغ عشق ورزيده اند .... حالت چقدر خوب مي شود ، دلت چقدر پر نور مي شود .....
دلهايتان پر نور مهربان دوستان ناديده ام ....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

براي مهربان ها
یه مامان